الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

36

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )

هشام - اضطرار و حكم عقل و وجدان ضرار - آن را تقرير فرمائيد كه چگونه باشد ؟ هشام - در اينجا بايد يكى از سه طريق گفته شود . 1 - آنكه بعد از پيغمبر خداى عز و جل از عموم بشر رفع تكليف كرده و امر و نهى براى آنها ندارد و مانند درندگان و جانوران بلا تكليف هستند اى ضرار تو مىگوئى كه پس از رسول خدا تكليف از مردم برداشته است ؟ ضرار - نه اين را نگويم . 2 - همه مردم پس از پيغمبر چون خود پيغمبر داراى علم لدنى شدند و هيچ كس در فهم وظائف دينى خود به ديگرى نياز ندارد و خود به خود تكليف دان و حق فهم شده‌اند و اختلافى در ميانه نيست آيا تو مىگوئى كه همه مردم متحول بدانشمندان الهى شدند و در علم دين بپايه پيغمبر رسيدند و احدى باحدى نيازمند نيست و خود به خود مستغنى هستند در رسيدن بحقايق دين ؟ ضرار - خير من اين طور نمىگويم و معتقدم نياز برهبر دارند . 3 - پس بناچار بايد در ميان آنها دانشمند واقع بينى باشد كه رسول خدا براى آنها معين كرده است كه سهو ندارد و خطا نميكند و ستم روا نميدارد و از گناهان معصوم است و از خطاها بر كنار مردم به او احتياج دارند و او به كسى احتياج ندارد ضرار - چه دليل و نشانه اى براى چنين عالمى وجود دارد ؟ هشام - هشت نشانه دارد ، چهارتا در صفت نژادش و چهارتا در وصف خودش آن چهارى كه در وصف نژاد او است 1 - از يك جنسى از اجناس بشرى معروف باشد 2 - از يك تيره و قبيله مشهورى باشد 3 - از خاندان آبرومند و شناخته اى باشد